ميرزا على خان نائينى ( صفاء السلطنة )

67

گزارش كوير ( سفرنامه صفاء السلطنه نايينى " تحفة الفقراء " ) ( فارسى )

تا هفت دستمال بر روى هم مىبندد و خون باز نمىايستد . ناچار آن هفت منديل را باز كرده ، همان دستمال قديم را بر سر آن جناب بسته و فى الحال خون فرو نشست . سيّد با كمال خلوص تمام يكسال را به اتمام عمارت بقعه و بارگاه امامزاده پرداخته ، وقتى كه زايرين بيت الحرام مراجعت مىنمودند سيّد هم در جرگ مستقبلين تا نيستانج رفته بود ، حجاج گفته بودند كه ما شما را در مناسك حج و مواقع مخصوصه در جمع حاج و طائفين كعبه معظمه و زايرين مدينهء طيبه ديده‌ايم و در مشاعر حرام و ركن و مقام با ما همراه بوديد . و اللّه العالم . خلاصه بعد از زيارت و دعاى دولت ابد مدت با جمعى از اعيان كه حاضر امامزاده بودند ، وارد قصبهء نائين شده ، مذكور شد كه وجه تسميه نائين اينست كه از ابنيهء نائن ابن نوح ابن سام ابن نوح ( ع ) است . و العلم عند اللّه . قلعهء كوچكى رفيع الجدار در وسط قلعهء نائين است كه گرد آن خندق و اصل نائين اينست كه به مرور ايام و دهور پيرامن آن منازل و مساكن ساخته و قلعهء جديده كشيده‌اند . و الان سالهاى سال است كه آن قلعهء قديمه خالى از سكنه و باير افتاده از اعالى وادانى احدى راغب سكونت آنجا نيست . گويند ملك اشرف ابن امير تيمور تاش ابن امير چوپان كه با غالب ولايات ستيزه و جنگ نموده ، فتوحات كرده بود ، چون به نائين رسيد ، خواست تا قلعه را به غلبه مفتوح نمايد . مردم نائين در قلعه نشسته ، چندى در دفع او مداومت و مقاومت نموده ، او را راه ندادند . و آخر الامر بىنيل مقصود خائب و خاسر بازگشت . و اين همان اشرف است كه در حق او گفته‌اند : [ بيت ] دانى كه چه كرد اشرف خر * او مظلمه برد و ديگرى زر و مجملى از تفصيل آن حال و تفسير اين بيت آنست كه ملك اشرف در مواقع چند دولت بسيار و ثروت بىشمار به دست آورد . چنان كه به پايدارى و دستيارى ياغى باشى كه از امراى آل چونان بود و در سنهء اربع و اربعين و سبعماه بر سر راه ملك ابن آتسن قتلق رفته كار او را ساخته . از احشام و اغنام غنيمت بسيار به دست آورد و چون به اصفهان آمد ، مردم آنجا را مصادره نموده ، آنچه توانست مأخوذ داشت و تا قريب